آخرین به‌روز رسانی : ۱۹ / ۹ / ۱۳۹۶   امروز : سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
   جستجو در سایت : در :   

      صفحه نخست > متن جلسات > دعاي بيست و ششم صحيفه سجاديه - جلسه اول

پایگاه اطلاع رسانی مهندس سید مجتبی حسینی - دعاي بيست و ششم صحيفه سجاديه - جلسه اول

حق همسايگان و دوستان و آشنايان
دعاي بيست و ششم صحيفه سجاديه - جلسه اول
برگزار شده در تاريخ 19 شهريورماه 91

 


دعاي 26 صحيفه ( همسايگان و آشنايان )- جلسه اول دعادرباره همسايگان و دوستانش

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ تَوَلَّنى فى جيرانى وَ مَوالِىَّ الْعارِفينَ بِحَقِّنا، وَالْمُنابِذينَ لِأَعْدآئِنا بِاَفْضَلِ وَلايَتِكَ

بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و مرا در رابطه با رعايت حق همسايگان و دوستانم كه به حق ما معرفت دارند، و با دشمنان ما در ستيزند به بهترين صورت يارى فرما

پيش از ورود به بحث و شرح دعا ، بايد عرض کنم که نام گذاري دعاها را خود حضرت انجام نداده اند، بلکه از مضمون دعاها اين نامها را درآورده اند. اما وقتي به کليت دعا نگاه مي کنيم ، اولين قضيه اي که به آن برمي خوريم اين است که «ما نسبت به همسايگان و دوستان و رفقا وظيفه اي داريم» ؛ و اگر جامعه اين وظيفه را رعايت کند به قطعه اي از بهشت تبديل مي شود! به جاي بحثهاي کلامي ، براي اثبات دين، بهتر است تا خود دين را معرفي کنيم. عمري را در راه اثبات خدا و دين و قرآن و حقانيت اميرمومنان عليه السلام مي گذرانيم، ولي نمي بينيم که قرآن چه مي گويد؟! دين چه مي گويد؟! حضرت امام رضا(ع) فرمودند: لَوْ عَلِمَ الناسُ مَحاسِنَ كَلامِنا لَاتَّبَعُونا[1] اگر مردم نيکوئي کلام ما را بدانند از ما پيروي مي کنند. يکي از اين روايتها فرمايش پيامبر اکرم (ص) درباره حق همسايه است که مي فرمايد: هل تدرون ما حقّ الجار؟! ، ماتدرون من حقّ الجار إلا قليلا! آيا مي دانيد که حق همسايه چيست؟! شما از حق همسايه جز اندکي نمي دانيد! إلا لايؤمن بالله واليوم الآخر من لايأمن جاره بوائقه، آگاه باشيد کهايمان به خدا و روز جزا ندارد کسي که همسايه اش از دست او در امان نباشد! وإذا استقرضه ان يقرضه ، و از وظايف اوست که اگر چيزي از او قرض خواست به او بدهد؛ وإذا اصابه خيره هناه ، و وقتي خيري به او برسد، به او تهنيت و شادباش بگويد وإذا اصابه شرّ عزّاه ، و هنگامي که محنتي به او برسد او را تعزيت و تسليت بدهدولايستطيل عليه في البناء يحجب عنه الريح إلاباذنهو ساختمان خود را چنان بلند نسازد که مانع وزش باد و جريان هوا به خانه همسايه شودمگر با اجازه او ، وإذا اشتهى فاكهة فليهد له فان لم يهدله فليدخلها سرا و اگر مايل بود ميوه اي بخرد از آن به همسايه بدهد و اگر مايل نبود هديه بدهد آن را مخفيانه به منزل ببرد، ولايعطي صبيانه منها شيئا يغاظون صبيانهو ميوه را به فرزندانش طوري ندهد که کودکان همسايه به آن غبطه بخورند. و همچنين فرمودند: الجيران ثلاثة ؛ و همچنين فرمودند: همسايگان بر سه دسته اند ؛ فمنهم من له ثلاثة حقوق: حق الاسلام ، وحق الجوار ، وحق القرابة ، دسته اول را سه حق است: حق اسلام و حق همسايگي و حق خويشاوندي ومنهم له حقان : حق الاسلام وحق الجوار ، دسته دوم را دو حق است، حق اسلام و حق همسايگي ومنهم من له واحد : الكافر حق الجوار,و دسته سوم را فقط يک حق است ، براي کافر حق همسايگي است[2] ممکن است بعضي از ما ادعا کنند که فلاني در همسايگي ما اصلا مومن نيست ، يا اصلا مسلمان نيست. اينجا پيامبر اکرم مي فرمايند حق همسايگي، مال همسايه است ، چه کافر و چه مومن! و تازه اگر مسلمان باشد، حق ديگري به حقوق او اضافه مي شود و همچنين اگر اين همسايه مسلمان با تو خويشاوندي داشته باشد باز هم حق ديگري اضافه بر ديگران دارد، نه آن که از حق ديگران کم بگذاري !

از سوي ديگر، قبلا هم برايتان عرض کرده بودم که روزي شخصي به خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و امام پرسيدند: از فلاني چه خبر؟! عرض کرد:[3] جعلت فداك إنّا نبرأ منهم ، إنهم لا يقولون ما نقول . فدايت شوم ، آنها از ما نيستند! و چيزهايي که ما مي گوئيم نمي گويند؟ فرمود: يتولّونا و لا يقولون ما تقول تبرؤون منهم ؟ آيا ما را دوست مي دارند و چيزهايي که شما مي گوئيد نمي گويند و از آنها تبري مي کنيد؟! گفت : بله! فرمود:فهو ذا عندنا ما ليس عندكم فينبغي لنا أن نبرأ منكم ؟ ما هم چيزهايي مي دانيم که شما نمي دانيد! آيا از شما برائت بجوئيم؟! گفت : نه فدايت شوم! فرمود: نزد خداوند هم علمي است که نزد ما نيست. گفت: فدايت شوم چه کنيم؟! فرمود: فتولّوهم و لا تبرؤوا منهم ، آن ها را دوست بداريد و تولي کنيد و از آنها دوري و برائت نجوئيد! سپس فرمود: از مسلمين گروهي هستند که تنها يک سهم دارند ( از معرفت يا ايمان ) و برخي دو سهم ، و برخي سه سهم ... ( و تا هفت سهم شمرد) شايسته نيست کسي که صاحب دو سهم است بر کسي که صاحب يک صهم است بتازد و همين طور آن که صاحب سه سهم است ، بر کسي که صاحب دو سهم است و ... ( تا هفت سهم شمرد) حضرت صادق عليه السلام در حديث ديگري در همين زمينه خطاب به عبدالعزيز القراطيسي فرمودند:[4]اي عبدالعزيز، ايمان ده درجه همچون پله هاي نردبان دارد. پله پله بالاتر مي رود. آن که در پله دوم ايستاده نبايد به کسي که در پله اول ايستاده بگويد: تو بر حق نيستي! تا برسد به آن که در پله دهم ايستاده. پس آن که پايين تر از تو قرار دارد را از نردبان ساقط مکن تا بالادستي تو هم ترا ساقط نکند. و هر گاه کسي را ديدي که پايين تر از توست با مدارا او را بالا بياور، و چيزي بر او بار مکن که توانش را نداشته باشد! و زير بار آن بشکند! هر کس مومني را چنين بشکند ، بايد که جبران کند. در حديث ديگر از آن حضرت آمده که : يعني چه که از يکديگر تبري مي جوئيد؟![5]ما أنتم و البراءة ، يبرء بعضكم من بعض ، إن المؤمنين بعضهم أفضل من بعض ، و بعضهم أكثر صلاة من بعض ، و بعضهم أنفذ بصراً من بعض ، و هي الدّرجات برخي از مومنين از برخي ديگر برترند، برخي نمازشان بيشتر است، برخي بصيرتشان بيشتر است و اينها درجات ايمان است . پس مراقب باشيم که به اسم دين و ولايت، کاري نکنيم که خلاف خواست خدا است! در انجام وظايف اجتماعي خود نسبت به همسايگان و ساير مومنين بهانه جويي نکنيم. بهانه اين ها که گفته شد ، فقط حق همسايه بود!

دين براي «آدم سالم» خوب اثر مي گذارد، آدم غير سالم بايد اول سالم بشود بعد دين برايش تاثير گذار باشد. نماز و روزه و عبادت و ... براي آدم سالم خيلي بهتر اثر دارد. آرامش اجتماعي ، انس و .. بايد در جامعه باشد . شما هي بحث و جدل مي کنيد! فضاي عاطفي جامعه بايد خوب باشد. چرا توصيه به سلام کردن؟ چرا توصيه به افشاي سلام؟ چرا توصيه به محبت؟ عيادت مريض؟ تشييع جنازه؟ تسليت گويي؟ و ... چون آدم سالم دستش کمتر به سوي جرم و گناه مي رود. اکثر جرمها ريشه در مريضي و عقده دارد. کسي که برايش 200 هزار تومان از جان يک آدم بيشتر مي ارزد، مي رود آدم مي کشد،اما کسي که فقير است و احساس مي کند که در جامعه حقوق ديگري هم دارد که از سوي مردم رعايت مي شود، ديگرعقده اي نمي شود. مسلماني وظايفي دارد، بله، مثل نماز ، روزه، و... اما حقوق هم دارد! آن مزايا آن قدر ارزش دارد که حتي وظايف بر گردن او سنگيني نمي کند. احترام و حفظ ارزش يک مسلمان به گردن همه مسلمان ها است . وقتي من مسلمان شدم ، شما و ديگران حق نداريد مال و جان و آبروي مرا به خطر بياندازيد، (بلکه موظفيد از اين ها در برابر دشمنان حمايت کنيد.) حق نداريد غيبت مرا بکنيد! ... اگر اين حقوق را نسبت به يکديگر رعايت کنيم ، مسلماني شيرين مي شود. ديگر فقط امر و نهي نيست. در عهد يکي از خلفا، زماني که حجاب بر کنيزان و اهل کتاب واجب نبود، يک کنيز را با حجاب ديدند. خليفه او را احضار کرد و به زور حجاب را از او برداشت! زيرا حجاب «افتخار» بود براي زن آزاده! حريم او بود! شما نگاه کنيد کسي که لباس سفيد پزشکان را مي پوشد، به پوشيدن اين لباس افتخار مي کند و در محيط کار برايش حرمتي ايجاد مي شود. نکته دوم: دعا براي ديگران است. دعا کردن براي ديگران ساده است . فقط دلت نبايد مريض و بخيل باشد! از سعادت و خوشبختي ديگران ناراحت نباشي. در دعاهاي ماه رمضان وقتي دعا مي کني براي همه مريضها، همه گرفتارها ، همه بدهکارها، همه اسيران ، و ... دعا مي کني: اللهم اشف کل مريض؛ اللهم فک کل اسير، اللهم رد کل غريب، و ... اين را بايد بدانيم که طوبي اسم درختي است در بهشت ؛ در خانه اميرمومنان، در خانه هر مومني يک شاخه از اين درخت هست! اگر پرنده اي با سرعت بسيار برود، چند هزار سال هم نمي تواند يک شاخه اش را برود! جاي تو در بهشت تنگ نمي شود ، وقتي تو براي کل مکروب ، کل مريض، کل اسير، و ... دعا مي کني اين يعني بهشت! براي اين که بين آنها دعوا نيست!

وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ ( سوره ابراهيم آيه 23)

و دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( سوره يونس آيه 10)

اين ها توصيه هاي رستگاري است . ما اگر دکتر بهمان بگويد که روزي نيم ساعت دوچرخه بزن و عرق بريز، به حرف او اعتماد مي کنيم و خوب هم هست ، اما وقتي خدا به ما مي گويد فلان کار را بکن ، روزي ده دقيقه حاضر نيستيم وقت بگذاريم! نکته سوم: رعايت مواضع استجابت دعا است. در دعاهاي صحيفه سجاديه اين نکته را مي بينيم. از مواضع استجابت دعا گفته اند که مثلا بعد از نمازها موضع استجابت دعاست. يا بعد از صدقه دادن ، بعد از قرآن خواندن، بعد از زيارت ها ( زيارت خانه خدا يا زيارت رسول خدا يا ائمه صلوات الله عليهم) يا بعد از دعا کردن براي ديگران، دعا بعد از صلوات، دعا هنگام نزول باران، دعا بعد از اطعام، دعا بعد از حج، و حتي گاه انتخاب مکان در اين امر موثر است، مسجد يا مکان خاصي که در خانه معمولا در آنجا عبادت مي کنيد و ... در صحيفه ، جاي جاي دعاها صلوات بر پيامبر و آل اوست. دعا را حضرت براي همسايگان و دوستان و ... شروع کرد. دعاها را با صلوات شروع کرده است . فضايلي را قبلا درباره صلوات گفته ام. روايت ديگري در فضيلت صلوات برايتان مي خوانم: روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «آيا مي خواهي تو را مژده اي دهم؟» اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «بفرما، پدر و مادرم قربانت! شما که پيوسته مبشر به خير و خوبي ها بوده ايد.» فرمود: جبرئيل به تازگي براي من خبر خوشي آورده است. خبر اين است که هرکدام از امت من هنگامي که بر من صلوات فرستند، اگر نام اهل بيتم را نيز ملحق سازند؛ درهاي آسمان جملگي براي پذيرفتن دعا و عبادت او گشوده گردد و فرشتگان هفتاد بار درود بر وي بفرستند و اين خود محو کننده جرم و گناهان است آن گاه گناهان چون برگ درختان از او بريزد و خداوند تعالي فرمايد: «لبيک» تو را پذيرفتم، خجسته و مسعود باشي!سپس به فرشتگان گويد: شما هفتاد بار بر وي درود فرستاديد و من هفتصد بار؛ ليکن اگر تنها بر من صلوات بفرستد و اهل بيتم را ملحق نسازد ميان دعاي او و آسمان، هفتاد حجاب حايل باشد و خداوند جل و جلاله فرمايد: لا لبيک.[6] اين ها را که مي شنويم ، مي فهميم که بي جهت نيست بعد از صلوات، حاجتت را فراموش کني! «گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم؛ چه بگويم که غم از دل برود چون تو بيايي! » ماذا فقد من وجدک؟! و ما الذي وجد من فقدک؟![7] چه گم کرده کسي که تو را يافته باشد؟ و چه يافته آن که تو را گم کرده باشد؟!

_______________________________________

[1]- وسائل ا لشيعة ج 27 [2]- مشكاة الانوار - (ج 1 / ص 163( [3]- جاء عن يعقوب بن الضحاك ، عن رجل من أصحابنا سرّاج و كان خادماً لأبي عبدالله الإمام جعفر الصادق ( عليه السلام ) قال : جرى ذكر قوم عند أبي عبدالله جعفر الصادق ( عليه السلام ) ، فقلت : جعلت فداك إنّا نبرأ منهم ، إنهم لا يقولون ما نقول . قال : فقال ( عليه السلام ) : يتولّونا و لا يقولون ما تقول تبرؤون منهم ؟ قال : قلت : نعم قال ( عليه السلام ) : فهوذا عندنا ما ليس عندكم فينبغي لنا أن نبرأ منكم ؟ قال : قلت : لا ـ جعلت فداك ـ قال ( عليه السلام ) : و هوذا عند الله ما ليس عندنا أفتراه أطرحنا ؟ قال : قلت : لا والله جعلت فداك ، ما نفعل ؟ قال ( عليه السلام ) : فتولّوهم و لا تبرؤوا منهم ، إن من المسلمين من له سهم ، و منهم من له سهمان ، و منهم من له ثلاثة أسهم ؛ و منهم من له أربعة أسهم ، و منهم من له خمسة أسهم ، و منهم من له ستة أسهم ، و منهم من له سبعة أسهم ، فليس ينبغي أن يحمل صاحب السهم على ما عليه صاحب السهمين ، و لا صاحب السهمين على ما عليه صاحب الثلاثة ، و لا صاحب الثلاثة على ما عليه صاحب الأربعة ، و لا صاحب الأربعة على ما عليه صاحب الخمسة ، و لا صاحب الخمسة على ما عليه صاحب الستة ، و لا صاحب الستة على ما عليه صاحب السبعة . اصول کافي – ج 2 – کتاب الايمان و الکفر – ص 43 – باب درجات الايمان [4]- همان - و عن عبدالعزيز القراطيسي قال: قال لي أبو عبد الله الإمام جعفر الصادق ( عليه السلام ) : يا عبدالعزيز إن الإيمان عشر درجات بمنزلة السلّم ، يصعد منه مرقاة بعد مرقاة ، فلا يقولنّ صاحب الاثنين لصاحب الواحد لست على شيء ، حتّى ينتهي إلى العاشر ، فلا تسقط من هو دونك فيسقطك من هو فوقك ، و إذا رأيت من هو أسفل منك بدرجة فارفعه إليك برفق ، و لا تحملنّ عليه ما لا يطيق فتكسره ، فإنّ من كسر مؤمناً فعليه جبره . [5]- همان - و عن الصباح بن سيابة ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) : قال: ما أنتم و البراءة ، يبرء بعضكم من بعض ، إن المؤمنين بعضهم أفضل من بعض ، و بعضهم أكثر صلاة من بعض ، و بعضهم أنفذ بصراً من بعض ، و هي الدّرجات [6]- قَالَ النَّبِي صلي الله عليه و آله ذَاتَ يوْمَ لِعَلِي عليه السلام :يا عَلِي أَلا أُبَشِّرُک؟ فَقَالَ: بَلي بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَإِنَّک لَمْ تَزَلْ مُبَشِّراً بِکلِّ خَيرٍ. فَقَالَ: أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ آنِفاً بِالْعَجَبِ قُلْتُ: مَا الَّذِي أَخْبَرَک يا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَّي عَلَي وَ أَتْبَعَ بِالصَّلاةِ عَلَي أَهْلَ بَيتِي فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ صَلَّتْ عَلَيهِ الْمَلائِکةُ سَبْعِينَ صَلاةً وَ إِنَّهُ لَمُذْنِبٌ خَطَّاءٌ ثُمَّ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ کمَا تَحَاتُّ الْوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ فَيقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَي: لَبَّيک يا عَبْدِي وَ سَعْدَيک يا مَلائِکتِي أَنْتُمْ تُصَلُّونَ عَلَيهِ سَبْعِينَ صَلاةً وَ أَنَا أُصَلِّي عَلَيهِ سَبْعَمِائَةِ صَلاةٍ فَإِذَا صَلَّي عَلَي وَ لَمْ يتْبِعِ الصَّلاةَ عَلَي أَهْلَ بَيتِي کانَ بَينَهَا وَ بَينَ السَّمَاءِ سَبْعُونَ حِجَاباً وَ يقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَي لا لَبَّيک يا عَبْدِي وَ لا سَعْدَيک يا مَلائِکتِي لا تُصْعِدُوا دُعَاءَهُ إِلاّ أَنْ يلْحِقَ بِنَبِيي عِتْرَتَهُ فَلا يزَالُ مَحْجُوباً حَتَّي يلْحِقَ (بِي) أَهْلَ بَيتِي [7]- از دعاي امام حسين عليه السلام در روزعرفه


 


جهت دانلود و استفاده از فايل صوتي، از اين لينک استفاده نمائيد.

براي دريافت "نسخه Pdf اين مطلب" اينجا كليك كنيد.

نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي پایگاه و با اشاره به مشخصات كامل مطلب بلامانع است.



بهترین بخش سایت از نظر شما کدام است؟


کتاب‌ها
مقالات
سخنرانی‌ها
در رسانه
پرسمان
متن جلسات
اطلاع‌رسانی
آخرین گفتار

تعداد بازدیدهای امروز : 1
تعداد بازدیدکنندگان امروز : 1
تعداد بازدیدهای دیروز : 51
تعداد بازدیدکنندگان دیروز : 28
تعداد بازدیدهای کل : 232037
تعداد افراد آنلاین : 25
تعداد کل مطالب : 108
تعداد کل نظرات : 74

صفحه اصلی   |   درباره ما   |   ارتباط با ما


1391 © All Rights Reserved
کلیه‌ی حقوق این سایت متعلق به پایگاه اطلاع‌رسانی مهندس سید مجتبی حسینی می‌باشد.
این سایت با نسل پیشرفته مرورگرها نظیر کروم ، فایرفاکس ، اپرا ، سافاری و یا نسخه جدید اینترنت‌اکسپلورر که به‌راحتی و به‌شکل رایگان از لینک‌های ارائه شده قابل دانلود و نصب است؛ سریعتر، زیباتر و بهتر دیده می‌شود.